|


سلام ! سلامی به دلتنگی غروب و گرفتگی ماه در پشت ابر و به سردی شبهای زمستان
سلام ! سلامی به بغض های مانده در گلو و به قطره قطره ی چشم باران
سلام ! سلامی به ...
و سلامی به همه ی دوستان و منتظران ...
به خاطر تأخیر زیادم در به روز رسانی کلبه ی انتظارمان " ابر باران " از همه ی دوستان عذرخواهی میکنم
و از اینکه با دلی گرفته تر از همیشه اومدم ..... بگذریم ، به طور خلاصه ، ببخشید و تحملم کنین...

مرد غزل خوان
و کاش مرد غزل خوان شهر برگردد
به زیر بارش باران شهر برگردد
کسی شبیه خدا نیست، هیچکس، ای کاش
کمال مطلق انسان به شهر برگردد
چه خوب میشد اگر مرد آسمانی ما
به جمع خاکی خوبان شهر برگردد
شبیه خانه ارواح ساکت و سردیم
خدای خوب بگو جان شهر برگردد
و گفتهاند که آقای عشق خوش قدم است
به یمن مقدمش ایمان شهر برگردد...

مولای غریب ما ! امشب به قدر تمام ثانیه های له شده در انتظار دلتنگم ؛ از شما چیزی نمی خواهم فقط برای این کبوتران در انتظار کمی دانه ی مهربانی بریز!!!
   
تازه با نجواهای الهی هب لی کمال الانقطاع الیک خو کرده بودیم که اعلام رؤیت هلال ماه قدر شد و تازه ناله های الغوث الغوث را برای خلاص و رهایی از آتش جهنم ، فریاد می کردیم که آنی متوجه شدیم استهلال ماه شوال شده است، بیشتر از همیشه به معنای حدیث " الفرصة تمرّ مرّ السحاب " پی بردم که براستی ما متوجه گذر ابرهای ثانیه هایمان نمی شویم...
   
دیشب بود که توی خونه نشسته بودم که صدای موبایلم در اومد ، یه پیام داشتم از یکی از دوستان که حسابی حال ما رو عوض کرد و احساس دلتنگی عجیبی بهم دست داد؛ پیام این بود:
    
هفتاد و دو شب مانده کمر خم بشود
هفتاد و دو عاشق ز زمین کــم بشود
هفتاد و دو میــــدان بلا در راه است
هفتاد و دو شب مانده محـــرم بشود
   
...
توی مطالعه چشمم به حدیثی افتاد که خیلی مناسب بود با شرح حال امروزمون :
افضل الاعمال احمزها ، که با فضیلت ترین اعمال تلخترین آنهاست
و چه عملی بهتر و محبوبتر است از انتظار رویت گل زیبای نرگس؛ و امیر عشق و بیان ، مولای شیعیان می فرمایند:
" انتظروا الفرج ولا تیاسوا من روح الله ، فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج "خود را آماده فرج سازید و منتظر فرج باشید و در این مسیر از خدا، ناامید و مایوس نگردید؛ زیرا که محبوبترین «اعمال» نزد خداوند عزوجل، انتظار فرج و کسب آمادگی برای فرج و حکومت مهدی علیه السلام است.»
   
اما و اما و اما ...
امروزه حتی سنگریزه های خیابان ها هم صدای واحسرتا " سر می دهند و مرغان هوا ناله غربت ترانه می کنند و ...
ولی میان ما کسی گوی سبقت را می رباید که نفاق و ریای بیشتری داشته باشد، این همه تهمت و تخریب و دروغ مجال منتظر ماندن را به ما نمی دهد و چقدر تنهاست سید خراسانیمان و رهبر عاشوراییمان که به اسم ایشان چه ها که نمی کنند و نفاق را سرلوحه کار قرار داده اند و چقدر فضا آلوده و تاریک هست ، هنگامی که علامه ی زمان و عارف کم نظیر و مفسر قرآن آیت الله جوادی آملی عزیزمان را با شعار ننگین " مرگ بر ضد ولایت فقیه " آنهم در نماز جمعه شهر خون و قیام بدرقه می کنیم و مرجع تقلید عظیم الشأنی چون آیت الله العظمی مکارم شیرازی را در سایت هایمان ، ناصر مکارم می خوانیم و مرجع تقلید دیگرمان آیت الله العظمی صافی گلپایگانی را به جرم دفاع های جانانه از حکم رهبری در عزل فردی معلوم الحال (ر.م) ساده لوح و فریب خورده تلقی کنیم و هزاران گلایه دیگر که قلم از گفتنش خجالت می کشد ...
   
نا خودآگاه به یاد حرف استاد عزیزم امام جمعه محترم شهرستان ایذه حجة الاسلام و المسلمین سید کمال موسوی می افتم که می فرمود : وقتی فضای امروز جامعه را می بینم تازه صحنه مظلومیت علی علیه السلام را بیشتر درک میکنم ، که چطور در زمانی که نه روزنامه و شب نامه و اینترنتی بود و نه تلویزیون و ماهواره و هزاران وسیله ارتباطی امروزی وجود نداشت چطور معاویه خبیث فضا را طوری کرده بود که هنگام شهادت مولای ومتقیان علی علیه السلام ، مردم بگویند مگر علی نماز میخواند...
و جا دارد انسان بمیرد که در مورد شخصی که به گفته مفسران بیش از سیصد آیه قران در موردش نازل شده و به گفته محدثان شبی هزار رکعت نماز میخوانده و مولدش کعبه ی مکرمه و مشهدش مسجد و ... بوده را طوری مورد آماج تهمت ها و تخریب ها قرار بدهند که مردم معتقد شوند که او حتی نماز هم نمیخوانده و...
   
و امروزه بسیار راحت انسان میتواند باور کند که سید الشهدای زمان بهشتی عزیز را چگونه عده ترور شخصیتی می کنند و ندای لبیک با امام سر می دهند و نتیجه اش می شود اینکه بعد از رسیدن به درجه عظمای شهادت ، امام امت می گوید که : شهادت برای بهشتی در مقابل مظلومیتش کوچک است ...
و امروزه تاریخ مجددا در حال تکرار است و عده ای با شعار لبیک یا خامنه ای مشغول ترور شخصیت هایی هستند که از ترور شخصی شان باز مانده اند ...
و از این رو هست که آیت الله جوادی آملی در نماز جمعه می فرمایند که : بترسید از خطر مشروطه که زیر سرتان خوابیده ... و اینکه در هم ابتدا سعی کردند که روحانیت و مراجع را از راس انقلاب دور کنند و کنار بزنند و آنگاه بود که در ملأ عام شیخ فضل الله نوری را به دار آویختند و مومنین شهر با دیدن این صحنه کف زنان شدند و جشن گرفتند...
   
خب بگذریم نمی خواستم اینقدر سیاسیش کنم اما عقده ی دل بود که باید باز می شد.
گر در خانه کس هست یک حرف بس است.
    
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور ،
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم
سالهاست منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد ، خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم ادامه مطلب |